تبليغاتX
حرف های یک دوست

حرف های یک دوست




یه کلبه ی درویشی داریم! در خدمتتون باشیم! ( خاطرات مدرسه ی ما!)



نویسنده : یک دوست ; ساعت 20:1 روز جمعه چهارم آبان 1386

دوستای خوبم سلااااام!!

ما دوباره برگشتیم!

خیلی دلم واسه ی این جا و شما تنگ شده بود!

رفتم سراغ پرچونه ها(نویسنده های قدیمی) و ازشون خواستم دوباره همراهم شن ٬ همه موافق بودن! جز دوست یک دوست.

یه تغییرات کوچیک توی تیم به وجود اومده! مهرناز ٬ آوا ٬ آناهیتا و نگین(عضو جدید!!) جزء نویسندگان ثابت هستند! علاوه بر نویسندگان ثابت ٬ نویسندگان مهمان هم داریم که همین جا می خوام معرفیشون کنم!

فاطمه یکیشونه ٬ اگه پست های قبلی مارو دنبال کرده باشین حتما یادتونه که یه خاطره از تصادف با ماشین مامانش برامون نوشته بود!

آنا یکی دیگه از نویسندگان مهمانه! آنا هم تمام مدت توی پست های قبلی به اسم گیگیلی کامنت می ذاشت!

از همشون ممنونم که منو تنها نمی ذارن و همیشه کنارم هستن! خیلی دوستتون دارم دوستای خوبم!

آناهیتا چون دیگه توی کلاس ما نیست قراره خاطره هایی از کلاس خودشون برامون بنویسه با عنوان

" گزارش هایی از کلاس بقلی " !

امیدوارم بتونیم این جا خاطرات خوشی رو ثبت کنیم!

منتظر شماهم هستیم!

یک دوست





دسته بندی :

لینک مطلب