سلام!![]()
![]()
مدرسه رفتن توی تابستون هم بالاخره تموم شد! ![]()
نمی دونین چه عذابیه توی این گرما بری بشینی توی کلاسی که هر زنگش باید تند و تند جزوه بنویسی و مثال حل کنی و تست کنکور بزنی!![]()
هزار ماشاءا... که مدرسه مثلا غیرانتفاعیه! ![]()
![]()
از کولر درست و حسابی که خبری نیست! کولرمون هرچند وقت یه بار فوت می کنه که اونم بعد چند دقیقه نفسش می گیره.![]()
![]()
کلاسمونم که توی زیر زمین مدرسه ست! ![]()
دلمون خوش بود به این که یه سال ترقی کردیم مارو از این زیر زمین در میارن ولی خب ... زیادی دلمون خوش بود!
حالا گرمارو تحمل می کنیم ٬ فوقش در اثر گرمای زیاد چرت می زنیم دیگه! ![]()
ولی سر و صدا رو چی کار کنیم؟!
سر و صدای چی؟؟
سر و صدای بچه ی فینگیلیه ی مستخدم همه کاره ی مدرسمون!
اتاقی که توش زندگی می کنن دقیقا روبه روی کلاس ماست!
نزدیکای زنگ دوم این بچه از خواب بیدار می شه و شروع می کنه به ونگ زدن! ![]()
نمی دونین چه جوری هم ونگ می زنه!!!
حالا اومدیم ونگ زدن این فینگیلی هم تحمل کردیم.
مامانش نزدیکای ظهر جارو برقیشو روشن می کنه و این جوری می شه که دیگه صدای معلم به ما نمی رسه!!![]()
![]()
![]()
ونگ زدن بچه و جاروبرقی مادر که تموم می شه مهموناشون از راه می رسن! ![]()
اونم نه یکی ٬ نه دوتا ٬ ماشاءا... ایلی میان مهمونی!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
------>![]()
![]()
خلاصه نمی دونین چه عذابی بود این یه ماه...![]()
![]()
واقعا خدارو شکر که تموم شد!!![]()
یک دوست

