سلام!![]()
اگه می بینید که دیر به دیر پست می فرستیم بدونین که با تموم شدن مدرسه ها سوژه های خنده ی ما هم کم شده. دیگه شرمنده تون هستیم ... تابستونه و هزار درد و مصیبت!![]()
حالا امروز اومدم این جا تا براتون یکی از اون ته مونده هامونو تعریف کنم. این پست رو قرار بود دوست جون (دوست یک دوست) زحمتشو بکشه و بنویسه ... ولی چی بگم که این دوست جون هم مارو کشت با این برنامه هاش!! تا حالا که هی می گفت امتحان داریم و از این حرفا ... حالا هم که گیر فاینال زبانشه!
(کچلم کرد!)
منم حالا تصمیم گرفتم خودم بنویسمش.![]()
این دوست جون قرار بود درباره ی نحوه ی بیدار شدن نویسنده های وبلاگ(پرچونه ها!) بنویسه ... قبلا می گفت که می خواد این جوری شروع کنه.
اگه بخوایم به ترتیب بیدار شدن اعضا رو رده بندی کنیم در رتبه ی اول آوا و آناهیتا قرار دارن. به طوری که این ۲تا امید اعضای خانواده هستن!
اگه این دوتا خواب بمونن (که جز نوادر بشری هستش!) کل خانواده خواب می مونن! پس می بینین که این ۲تا جز سحرخیزان هستن!![]()
بعد از این ۲تا "یک دوست" (که خودم باشم) در رتبه ی دوم قرار دارم ...
من اصولا آدم خوش خوابی هستم ولی وقت مدرسه ها و امتحانا چون کلا با صدای ساعتم مشکل دارم از خواب راحت بیدار می شم. به نظرم صدای ساعتم نحس ترین صدای دنیاست!
وقتی صداشو می شنوم یاد بدبختی ٬ استرس ٬ اضطراب و هزارجور درد و مرض می افتم!
بعد از من مهرناز رتبه ی سوم رو مال خودش کرده. مهرناز آدم خوش خوابیه ولی اونم یه مشکل کوچولو با ساعتش داره ...
مشکلش اینه که این ساعت طوری تهیه شده که اگه صداشو بشنوی درجا سکته می زنی! صداش خیلی بلنده و تقریبا فریاد می زنه!!
(یه بار تو دستش بود دکمه شو زد من از ترس سکته زدم!
)
در آخر هم خود دوست جون (دوست یک دوست) قرار داره ...
ایشون بسی خوش خواب هستن که بنده هیچ بشری رو ندیدم که به اندازه ی ایشون خواب رو دوست داشته باشه!! از اون جایی که خواب رو به همه کس و همه چیز ترجیح می ده موقع امتحان ها با مشکلات عدیده و پدیده مواجه شده بود ... هربار می خواست بیدار شه خواب می موند. ما هم که دیدیم بیچاره گناه داره هی خواب می مونه بهش گفتیم ساعت بالای سرت. ایشون هم پیشنهاد مارو پذیرفتن و ساعت گذاشتن ولی صبح درکمال ناباوری بیدار شدن و دیدن که خواب موندن!! متوجه می شن که ساعت بیچاره زنگیده ولی ایشون در خواب زدن رو سر ساعت بیچاره(!) و به ادامه ی خوابشون پرداختن! ما که این موضوع رو فهمیدیم پیشنهاد دادیم که ساعت رو کمی دورتر بگذارید تا به هوای خاموش کردن ساعت از تخت خواب جدا شده و بیدار شوید. ولی درکمال ناباوری ایشون بازم خواب موندن! صبح وقتی بیدار می شن می بینین که ساعت اونجایی که دیشب گذاشته بودن(یعنی میز تحریری که چندمتر آن ورتر تختشان است) نیست. بلکه خاموش روی میز بقل تختشان می باشد!!![]()
اینو گفتم که بدونین هیچ روشی موثر واقع نشد!![]()
خب ... حالا شما هم اگه روش خاصی برای بیدار شدن دارین بگین شاید به درد دوست جون ما بخوره!!
یک دوست

